خنده

شاید خنده همان صبر است که املایش عوض شده.

نکبت

نکبت دور برداشته، ساعت را می‌گویم. مدام با عقربه‌هایش ما را تهدید می‌کند: «زود باش، دیر شد.»

اینجا رسم زندگی جاریست

اینجا آدم‌ها مشغول زندگی‌اند لطفا کسی بمب نزند اینجا کودکان مشغول بازی‌اند لطفا کسی بمب نزند اینجا مادرها بذر محبت می‌کارند لطفا کسی بمب نزند اینجا پدران با صلابت ایستاده‌اند لطفا کسی بمب نزند اینجا عشاق به آینده امید دارند لطفا کسی بمب نزند اینجا همه مشغول کارند لطفا کسی بمب نزند اینجا خرد و […]

هرکسی ممکن است غرق شود اما کسی نباید غرق شود*

هرکسی ممکن است کتاب نخواند اما کسی نباید کتاب نخواند. هرکسی ممکن است گرسنه بماند اما کسی نباید گرسنه بماند. هرکسی ممکن است کودکش را بیازارد اما کسی نباید کودکش را بیازارد. هرکسی ممکن است بی‌سواد بماند اما کسی نباید بی‌سواد بماند. هرکسی ممکن است بد رانندگی کند اما کسی نباید بد رانندگی کند. هرکسی […]

شعر چیست؟

با دلهره آخر گفتم آقا شعر می‌خواهم همه خندیدند نه جانم، در بساط ما نیست اصلن این که می‌گویی چیست چشم‌هایم از ترس لرزید گفتم: خب… خب مثل همان آب در قلیان هی‌ می‌جوشد و هی‌ می‌رقصد هی خوش به جان می‌نشیند مثل… مثل یک مزه‌ی شیرین است شاید هم غم راستی مگر حافظ را […]

شعر چیست؟

در شبی، جمع مستان دورهمی یکی را گفت، حالِ بدی این چه بود ای خراب که غم را داد بر باد دیگری گفت چه می‌گویی ای خانه‌ات آباد من که از ماتم‌ها اشک ریختم چگونه است که تو شده‌ای شاد جمع مستان حال بد خیره بر آن تیره‌بخت آن دو گوی سیاهش لرزید لبانش از […]

پنجره

و من از سر عادت پنجره می‌گشایم هر صبح تا مژده‌ی سحر از روشنی آب گیرم که بوی بارانش را باد می‌زند به در و تا که شفق را مهمان کنم در دلِ تنگ غروب پنجره که می‌گشایم نسیم می‌خزد تو تا گره بگشاید از لبان بسته‌ی من اینجا چشم‌ها می‌خندد بر آن کودک پشت […]

بی‌لنگر | بهمن شعله‌ور

بی‌لنگر به بهترین معنای کلمه رمانی‌ست راست‌گرا و در عین حال نمادین. آن‌چنان که «جنگ و صلح تولستوی» رمانی‌ست راست‌گرا.   رابرت رید، ۱۹۹۲ داستان از زبان فرهنگ پسر کوچک خانواده است. از اسکندر می‌گوید، برادرش، که عضو حزب توده می‌شود. دستگیری‌اش توسط ساواک و شکنجه‌های وحشیانه‌‌اش که شاید همان پاشنه‌ی آشیل شاه بود. پدر […]

دن‌ کیشوت | اثر میگل د سروانتس ساودار، ترجمه‌ی محمد قاضی

حتا اگر مقدمه‌ی طولانی را نخوانید، با خواندن چند سطر ابتدایی داستان متوجه‌ی درون‌مایه یا تم آن که طنزگونه است می‌شوید. در ظاهر موضوع قالب مبارزه‌ی پهلوانی علیه فساد نظام حاکم و به تبع آن عامه مردم است و شاید انتقادی بر خود نظام پهلوانی و جهل و ناکارآمدی آن است که طنزگونه بیان شده […]