بی‌لنگر | بهمن شعله‌ور

بی‌لنگر به بهترین معنای کلمه رمانی‌ست راست‌گرا و در عین حال نمادین. آن‌چنان که «جنگ و صلح تولستوی» رمانی‌ست راست‌گرا.

 

رابرت رید، ۱۹۹۲

داستان از زبان فرهنگ پسر کوچک خانواده است. از اسکندر می‌گوید، برادرش، که عضو حزب توده می‌شود. دستگیری‌اش توسط ساواک و شکنجه‌های وحشیانه‌‌اش که شاید همان پاشنه‌ی آشیل شاه بود.
پدر فرهنگ، رئیس دیوان عالی دادگستری کشور که در مقابل ساواک یک سِمت تشریفاتی است تا نتواند اسکندر را از چنگال ساواک برهاند.
سیروس پسر ارشد که هم تحقق آرزوی پدر بود برای مهاجرت به آمریکا و اما نه تحصیل در حقوق که دیگر تحصیلش در دانشگاه و عضو تیم فوتبال و فعال موفق بیمه به چشم پدر نمی‌آید.
عموجلال که می‌داند هیچ چیزی ابدی نیست و سربزنگاه‌ها رنگ عوض می‌کند. در کودکی معتقد به نماز و قرآن است. بعدها می‌شود عضو حزب توده؛ تا کی؟ تا وقتی اسیر ساواک نشد و وقتی شد لقایش را بخشید و با عفو شاه شد قائم‌مقام وزیر و بعد که توانست قدرتش را بیرون از مرزها بگستراند دیگر قائم‌مقام نبود و آقای خودش شد. عموجلال نماد حامی‌ای است که سر بزنگاه‌ها ناجی می‌شود بی‌توقع و می‌داند برای زیستن نباید پایبند به هیچ اصولی بود. و فرهنگ که به اصرار پدر و کش‌و‌قوس فراوان به آمریکا می‌رود. فرهنگ در ایران حقوق می‌خواند. زبان انگلیسی را خوب می‌داند. عاشق شکسپیر است و نویسنده. اما همه‌ی این‌ها از او آدم موفقی نمی‌سازد. برعکس سیروس که عاشق پول درآوردن است، او ناموفق.

فرهنگ نماد آدم احساساتی است که نتوانسته با مرگ خانواده‌اش کنار بیاید و سالها با خاطرات آنها می‌زیید، که حتا دلایل متقن سیروس و عموجلال نتوانست از سماجتش برای بازگشت به ایرانِ درگیر جنگ و کفن‌و‌دفن مادرش مانع شود. وقتی بعد از چهارده سال به ایران بازمی‌گردد چهره‌ی کشور کاملن عوض شده. پوشش‌ها، نام‌ها، سِمت‌ها. اما باز هم عده‌ای سودجو می‌دانند چگونه از هر آبی ماهی بگیرند و اینجا باز عموجلال که رنگ عوض کرده، او را از مهلکه می‌رهاند.

بهمن شعله‌ور با توانمندی توانسته خود را راوی وقایع نشان بدهد، نه یک قصه‌گوی مداخله‌گر. و خواننده را به این فکر اندازد که انتخاب کند کدام شخصیت باشد و سرانجامش چه می‌شود.
داستانی گیرا و خوش‌خوان که خواننده را تا پایان ترغیب می‌کند.

نقدی که به این اثر می‌توان داشت، توصیف اغراق‌گونه از عموجلال که قدرت بی‌بدیلش او را فراتر از هر سیاستمداری قرار می‌دهد. و فرهنگ که راوی اول شخص است، در نقش دانای کل تمام جزئیات زندگی عموجلال و مراوداتش را بیان می‌کند.

بی‌لنگر، بهمن شعله‌ور، چاپ آمریکا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *